تبليغاتX
کجائید یاران کجائید tr>

برای شادی روح شهدا صلوات!!  !سلام:خوش اومدی به وبلاگ شاید تنها بازمانده گروهان ابراهیم؛ اگه اهل دلی، از خودت یه یادگار بذار؛ اگه رهگذری، التماس دعا دارم؛ولی اگه هکری؛ تورو به جون زنده هات وروح مرده هات اینجارو بی خیال شو . خدایا مارا به خودمون وا مگذار!! اگه از مطالب وبلاک استفاده بردی خدا خیرت بده یه فاتحه هم برا پدر من بخون                 کجائید یاران کجائید.....  آه ! 

 

پوتین

...ولي چشم هاي انتظار تو


 در خواب كدام شهر فراموش شده


  خميازه مي كشد


   شلمچه، هور، هويزه


    نه!


    بال هاي تو هيچ تناسبي


    با زمستان اين جا نداشت


    تو بايد مي رفتي...

( از فرشته طارمی)
      

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در یکشنبه 1387/03/26 و ساعت 14:44 |

ایام شهادت مظلومانه و غریبانه ی دخت گرامی نبی مکرم اسلام ، صدیقه ی طاهره   ، انسیه ی زکیه ، ام ابیها ، بی بی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و سالروز

 

ارتحال فرزند خلفش حضرت امام خمینی رضوان الله علیه بر ما  و بر شما تسلیت...

 

دلی داشتم شانه بر شانه رفت...

2

 

 

 

فرياد برائت ما، فرياد امتى است كه همه كفر و استكبار به مرگ او در كمين نشسته اند و همه تيرها وكمانها و نيزه ها به طرف قرآن و عترت عظيم نشانه رفته اند

 

 و هيهات كه امت محمد (ص) و سيراب شدگان كوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت بار و به اسارت غرب و شرق تن در دهند...

 

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در شنبه 1387/03/11 و ساعت 15:10 |

 

...

...

...

و خرمشهر را خدا آزاد کرد...

 

یاد شهیدانش بخیر...

 

و عاقبت بازماندگانش...

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در پنجشنبه 1387/03/02 و ساعت 13:9 |

 

ای فرزندان ایران!

 

لبخند بزنید و شادمانی کنید که ما برای دیدن روزهای شادمانی شما ،

 

ترکش ها خورده ایم.

 

امروز بخندید و بسیار بخندید که ما برای دیدن چهره خندان شما همین دیروز ،

 

در زیر تابوت زیباترین لاله های سرخ ، گریه ها کرده ایم.

 

بخندید و شادمان باشید که ما روزگاری برای شادمانی امروز شما  ،

 

اشک مادران داغدیده ای را دیده ایم که در هنگام وداع ، عزیزانشان را به ما و ما را

 

 به آنها سپرده بودند و ما در لحظه هایی سنگین و پر اضطراب ، سر به

 

 گریبان خجالت فرو بردیم و در مقابل آنان با زبان بی زبانی به عروج جگر گوشه

 

هایشان شهادت دادیم.

 

در زیر این آسمان قشنگ ، آسوده نفس بکشید که ما برای راحت نفس کشیدن شما

 

انواع گازهای شیمیایی را استنشاق کرده ایم.

 

لبخند بزنید که ما برای دیدن برق شادی در چشمان شما ، سالها چشمانمان را به برق

 

انفجار دوختیم.

 

شادمان باشید که ما برای مجد و عظمت و سربلندی شما بارها و بارها

 

سرهای خونین بهترین رفیقانمان را به دامن گرفتیم و شاهد عروج سرخشان بودیم.

 

ما دیروز به استقبال موج انفجار رفتیم تا شما امروز به اوج افتخار برسید

 

زیر باران ، آسوده قدم بزنید که ما روزگاری برای دیدن این صحنه قشنگ ،

 

در زیر بارانی از گلوله های سرخ وحشی با پاهای برهنه دویده ایم

 

بخندید و شادمانی کنید که ما برای دیدن لبخند شما تکه تکه شدن پیکرهای پاکی را

 

دیده ایم که بارها و بارها نهضت سرخ عاشورا را تکرار کردند.

 

آنان که ذوب در ولایت الله شدند. از فرش بریدند و به عرش رسیدند و چه زیبا

 

 سرود شهادت را در سایه سار مقاومت زمزمه کردند.

 

آری شادمانی حق شماست و کور باد چشمی که نتواند نور شادی را

 

در چشمان پُر از امیدشما ببیند

 

شادمان باشید و پایکوبی کنید.

 

لبانتان خندان باد و طراوت نگاهتان حلالتان باد و شربت شیرین تبسّم ، گوارای وجود

 

نازنینتان....

ای گلهای قشنگ وطن ! امروز هم نوبت شماست... یا علی...یا علی...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در یکشنبه 1387/02/29 و ساعت 14:33 |

نزدیکی های عملیات بیت المقدس بود

 

عبدالمهدی در حالی که یه ورق کاغذ لوله کرده دستش بود اومد پیشم و گفت :

 

بیا این فرم و برام پُر کن.

 

گفتم چیه؟

 

گفت می خوام بِرَم...

 

فرم ثبت نام برای اعزام به جبهه بود... یکی از سؤالاش این بود:

 

 انگیزه ی شما از رفتن به جبهه چیست؟

 

ازش پرسیدم برای چی می خوای بری جبهه؟

 

توو چشام نگاه کرد و لبخند زد...

 

منم لبخندشو تفسیر کردم و یه چیزی نوشتم...

 

نگاهی به پیرهنی که تنم بود کرد و گفت: می دی یه عکس باش بندازیم؟

 

 منم لبخند زدم...

 

با همدیگه رفتیم عکاسی...

 

فرمش هنوز توی دستش بود.

 

پیرهنمو در آوردم و بهش دادم

 

اونم همونطوری روی پیرهن خودش پوشید...

 

عکسشو گرفت و پیرهنو در آورد و بهم داد و...

 

بازم لبخند زد...

 

بعد از عملیات خرمشهر، خبر رسید کربلایی شده...

 

بدن مطهرشو که آوردن ، سر کوچه مون یه حجله براش سر پا کردیم.

 

یه قاب عکس آوردن که بذاریم توی حجله...

 

همون عکس بود...

 

کار حجله که تموم شد جلوش واسادم و نگاه کردم به عکس...

 

این دفعه ، هم اون لبخند زد هم من...

 

 هنوزم همون عکس ، توی تابلو سر مزارشه...

 

هر وقت به زیارتش می رم مات نگاهش می شم...

 

بازم هم اون لبخند می زنه هم من...

 

یا علی...یا علی...

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در شنبه 1387/02/14 و ساعت 15:18 |
 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در شنبه 1387/01/31 و ساعت 14:31 |

 

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

 

آزادگان جهان و بویژه ایرانیان غیرتمند در هر جای دنیا که هستند با ورود به این

 

سایت  و امضای طوماری به اقدام خیره سرانه سایت گوگل در استفاده از نام مجعول

 

و غیر واقعی خلیج عربی به جای نام با شکوه خلیج فارس ، اعتراض نمایند.

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در دوشنبه 1387/01/26 و ساعت 9:24 |

یا مُقَلِّبَ القُلوُبِ وَ الاَبصار...

جای شهدا خالی...

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در سه شنبه 1386/12/28 و ساعت 0:6 |

 

پای کلام امام راحل (رحمه الله علیه) :

...همانطور که مکرر من عرض کرده ام و سايرين هم گفته اند انتخابات در انحصار هيچکس نيست، نه در انحصار روحانيون است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه هاست. انتخابات مال همه مردم است.
مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات براي تحصيل سرنوشت شما ملت است. 

 انتخابات در جبهه

 

...اگر در انتخابات مسامحه کنيم مطمئن باشيد که از راه مجلس به ما لطمه مي زنند. بايد دانست مسلمان بودن تنها فايده اي ندارد، بايد جمهوري اسلامي را قبول داشته باشد و از مسائل روز اطلاع داشته باشد، سعي کنيد مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنيد، البته مثل مدرس که به اين زودي ها پيدا نمي شود، شايد آحادي مثل مدرس باشند. کساني را که انتخاب مي کنيد بايد مسائل را تشخيص دهند، نه از افرادي باشند که اگر روس يا آمريکا يا قدرت ديگري تشري زد بترسند، بايد بايستند و مقابله کنند. ... 

 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در چهارشنبه 1386/12/22 و ساعت 11:8 |

 

حضرت ثامن الحجج، امام رضا علیه السلام:

مبادا اعمال نيک را به اتکاي دوستي آل محمد(ص) رها کنيد و مبادا

دوستي آل محمد(ص) را به اتکاي اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ

کدام از ايـن دو ، به تنهايي پذيرفته نمي شود...


 

+ نوشته شده توسط باز مانده و خروش در شنبه 1386/12/18 و ساعت 1:6 |
نوای دل