تبليغاتX
f کجائید یاران کجائید؟؟؟ tr>

  إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كـَأَنَّهـُم بـُنـْيَانٌ مَرْصُوصٌ...                  ! 

یاد بادا شور شبهای وداع ............ کز درِ میخانه با خون شد دفاع

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/20ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش 

بسم ر ب الشهدا

 

و با ز هر گاه که گریه در گلو پیچد و راه نفس کشیدنم را دشوار می کند دفتری سبز به جای مانده از رفیقی نا آشنا در ظاهر و آشناتر از هر آشنا در دل همدم تنهایم می شود وتسکین دهنده دردهایم . و بازهم اولین برگ این دفتر که با صحبت های دو عاشق که گلوله های دشمن بینشان فاصله انداخته ...

 

اقا مرتضي برگرد خيلي زخم برداشتي خدا عجرت دهد .

آقا مهدي ! من سنگر حميد را خالي نمي گذارم اينجا حال و هواي ديگر دارد .

اوضاع نجا چطور است آنجا چطور است ؟

آقا مهدي فدايت شويم اوضاع خيلي خوب است . آلان ملائكه اينجايند . من بهشت را مي بينم ، من در بهشتم .

مواظب باش بهشت و جهنم را از هم تشخيص بده

آقا مهدي من بهشت را مي بينم . اين راهي كه انتخاب كرده ام آگاهانه بود ..... و بعد تماس قطع شد .

آخرين صحبتهاي مرتضي ياغچيان با آقامهدي باكري در پشت بيسيم .     عمليات خيبر : 7/2/62 ( نزديكيهاي غروب )

 

آن شب شبي كه پيكر ياران بر آب رفت                 مجنون ترين جزيره دنيا بخواب رفت

از وبلاگ خیبریان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/07/10ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش 

فرماندهان

رده بالاي جمهوري اسلامي ايران، يعني سرلشكر فلاحي، سرتيپ نامجوي، برادر كلاهدوز، سرتيپ فكوري و برادر محمد جهان‌آرا از منطقه بازديد كردند و سپس براي گزارش عمليات خدمت حضرت امام، عازم تهران شدند: اوايل صبح بود که فرماندهان به پاسگاه دارخوين آمدند. صبحانه مختصري با هم خورديم. همه آرام بودند؛ كم حرف و متين . بالاخره با يك دستگاه جيپ آهو راه افتادند و نگاه بچه‌هاي دارخوين، آنان را تا آخرين پيچ زير نخل‌ها دنبال كرد. با سقوط هواپيماي سي– 130 پنج تن از فرماندهان جبهه اسلام و مجروحاني كه با آن عازم تهران بودند, به شهادت رسيدند

از سایت حماسه

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/08ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس